علي محمد ميرجليلى
242
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
قصر و تمام دانسته است . فيض به تبعيت از محقق در معتبر ، روايت اوّل را مشهورتر دانسته است و آن را ترجيح مىدهد . « 1 » نمونههاى ديگر : ج 6 ، ص 134 و 308 و 584 ؛ ج 7 ، ص 359 و 360 و 365 ؛ ج 8 ، ص 1246 ؛ ج 9 ، ص 1353 ؛ ج 10 ، ص 71 و 72 . قبلًا بيان كرديم كه مراد فيض از شهرت ، شهرت روايى است نه فتوايى ، لكن عدم عمل اصحاب به يك روايت را موجب قدح آن مىشمرد ، هرچند معارض نداشته باشد . خلاصه آنكه به نظر فيض عمل اصحاب به يك روايت موجب تقويت آن و عدم عمل اصحاب به روايتى موجب قدح آن مىشود ؛ خواه در مقابل آن ، روايت معارضى باشد « 2 » يا نباشد . « 3 » اين مسئله به اصل اعتبار روايت بر مىگردد و اختصاصى به باب تعارض و مرجحات ندارد . 3 - ترجيح به موافقت با قرآن و سنّت مثال : اگر شخصى سرخود را با حنا خضاب كرده و هنوز عين حنا بر روى سر او موجود باشد ، آيا مىتواند وضو بگيرد و مسح كند ؟ در يك روايت آن را جايز مىشمرد ، ولى حديث ديگر آن را به دليل نرسيدن آب به پوست صحيح نمىداند . مرحوم فيض ، روايت دوّم را موافق قرآن و روايات مىشمرد ، ولى ظاهر روايت
--> ( 1 ) . همان ، ج 7 ، ص 124 . ( 2 ) . ر . ك . به : الوافى ، ج 6 ، ص 326 و ج 7 ، ص 171 و 360 و ج 9 ، ص 1353 . ( 3 ) . ر . ك . به : الوافى ج 7 ، ص 198 و 199 .